تبليغاتX
دکتر نازی


دکتر نازی

پله پله تا زندگی ...

تو وبلاگه دوستممم الییییی  که میرم باز نمیشههههه

هرکیی میدونه چی شده بهم بگه لطفا:((((((((((((((((((((((((((((((((((((

تـاریـ خ جمعه بیست و یکم مرداد 1390سـاعـ ت نـویسنده نازی| |

آخ جووووون دوباره اومدممممم

امروز تولدم بووددد جاتوون کلی خالی بود

نمیدونم چرا امشب دلم خواست بیام تو وبم دوباره بنویسم

راستش خیلی وقته میخوام بیامم

یه مدت خیلی ناراحت بودم و اصلا حوصله نوشتن و نداشتم امــا بعدش کلی اتفاقای

خوب افتاد تو همین هفته میام و همرو بهتون میگمممم چون میدونم هرچی بگذره

اتفاقای بیشتری می افته و من بیشتر تنبلیم میاد

تو این مدت فهمیدممممم هیچ دوستیی مثله دوستای وبلاگممممممم نمیشه تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد 

ساعت ۴و۵ صبحه باید برم بخوابممممم

خیلییییییییییی خیلیییییییی دوستون دارم :*

تـاریـ خ جمعه چهاردهم مرداد 1390سـاعـ ت نـویسنده نازی| |

برا یه مدت نیستمم

چند وقته نمیتونم آپ کنم اتفاقات زیادی افتاده که دوست دارم براتون تعریف کنم

شاید بعدا...

الان نمیتونمم

خیلی وقته حس آپ کردن نیست شاید به خاطر شلوغی ذهنمم

ولــــی فراموشم نکنین برمیگردم و بهتون خبر میدم :دی

 

تـاریـ خ چهارشنبه یکم تیر 1390سـاعـ ت نـویسنده نازی| |

سلام دوستی هااا

وایییییییییییی نمیدونین چقدر دلم براتون تنگ شدن

تا چند هفته پیش تک تک پستاتونو میخوندم با گوشی ولی هرکار میکردم نمیتونستم کامنت بزارم واقعا شرمنده Begging

ماشالاه یکی دوتا هم آپ نکردین باید تا ۴و۵ صبح بیدار باشم تا

تموم بشنشِکـْـلـَکْ هآے 
خآنومے

ولی خیلی دلم براتون تنگ شده بودددددددددد

همه حرفام تو گلوم گیر کرده نمیدونم از کدوم شروع کنم

کلی اتفاق افتاده کلی حرف دارم براتون

آخه من نمیدونم الان وقت اسباب کشی بود

اخر عید که شارژرمون سوخت بعدشم که درست شد اسباب کشی

کردیمو دیگه اینجا نمیتونیم adslبگیریم الانم خونه عقیق اینام و

فقط اومدم بهتون بگم زنده ام و فکر نکنین فراموشتون کردم

ببخشید اگه برا کسی کامنت نمیزارم فقط پستاتونو میخونمو بعدا کامنت

میزارم راستی زرمز پستاتونو هم بهم بدیننننننننن نامردا

ایشالا تا هفته دیگه نتمون درست میشه

فعلا باییییییییییییییی

تـاریـ خ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390سـاعـ ت نـویسنده نازی| |

چقدر این یه ساعت دیر میگذره

هر کاری میکنم 5مین هم بیشتر طول نمیکشهه

صد دست لباس عوض کردمم

آخر هم لباس خواب با گوشواره و رژ و آرایش سرانجامم شد

مامانم هم که تو اتاقششِ مامان بزرگ و بابابزرگمم که خوابیدن قرار من بیدارشون کنمشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

دلم احسان علیخانی و میخواددددد شِکـْـلـَکْ 
هآے خآنومے

این برنامه ها بدون احسان حال نمیده

اههههههههه این مجری برنامه شبکه سه چقدر چندشه همش پرت و پلا میگه

مثلا میخواد ادا احسان و در بیاره شِکـْـلـَکْ هآے 
خآنومے

آخیششششششششش راحت شدم رو دلم سنگینی کرده بود کسی نبود بهش بگمشِکـْـلـَکْ هآے 
خآنومے

اینم از غیبت های آخر سالی شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

احساس میکنم بهتره منم برم بخوابمممممشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

***********************************

بعدا نوشت:بلاخره سال ۹۰ شروع شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدHappy Dance

روز اولش که خوب نبودددشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے ایشالا روزای بعدش خیلی خیلی خوبــــ  باشهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

دیشب ساعت ۲ خوابیدم به مامانم گفتم ۳۰مین دیگه منو بیدار کن مامانم گفت باشه برو بخواب بیدارت

میکنم

منم خوابیدم

صبح بلند شدم دیدم هوا روشن میگم مامان!!!!!!!!!! شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے  چرا بیدارم نکردی؟؟؟

مامان:خودمم خواب موندم  شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

داشت با تلفن با دوستش میحرفید تو حرفاش شنیدم گفت منو مامان(خودش و مامان بزرگم)بیدار

بودیم ولی هرکار کردیم نازی و بابا (پدر بزرگم)بیدار نشدن!!

من:

کمی بعد:مگه نگفتی خودتم خواب موندی؟؟

پ.ن:چطورین دوستاییییی من؟؟خوبین؟عالی این؟ روز اول خوب بود؟

پ.ن:عصبانی بودم گفتم بیام آپ کنم بلکه سبک شم دیدم بعلهههههه حالم به کلی عوض شد

داشتم پست های قبلیم و میخوندم مرده بودم از خنده * شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے کاشکی دوباره تکرار میشدشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

پ.ن:نصیحت این پست نازی:داشته هامو درونم نمیچینم تا دیوار بشن ٬زیر پام می ذارم تا پله بشن

 

تـاریـ خ دوشنبه یکم فروردین 1390سـاعـ ت نـویسنده نازی| |

De$ign: KhanOomi